ثبت نام کد پنج دوره جامع بدون مرز شروع شد :

با ۵۰ ٪ تخفیف ثبت نام کنید

ورود | ثبت نام

رویکرد متقابل تهران در تنش‌های ایران و آمریکا

خواندن این مطلب

5 دقیقه

زمان میبرد!

رویکرد متقابل تهران در تنش‌های ایران و آمریکا

آینه‌بازی تهران در تقابل با آمریکا

حمله به چاه‌های نفت و نیروگاه‌ها ممکن است در نگاه نخست راهی سریع برای غلبه نظامی تلقی شود، اما در خاورمیانه هر اقدام نظامی معمولاً با واکنشی هم‌سنگ و مشابه روبه‌رو می‌شود.

ترجمه و بازنشر مطالب رسانه‌های خارجی به معنای تأیید محتوای آن‌ها نیست و صرفاً با هدف اطلاع‌رسانی درباره دیدگاه‌ها و تحلیل‌های مطرح‌شده در رسانه‌های بین‌المللی انجام می‌شود.

به گزارش زومان به نقل از نشریه آتلانتیک، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به دنبال دستیابی به یک «پیروزی قاطع» در تقابل با ایران است. از نگاه او، چنین پیروزی‌ای به معنای توقف برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران، باز نگه داشتن تنگه هرمز، قطع حمایت تهران از گروه‌های مسلح همسو، و پذیرش محدودیت در حوزه موشکی و پهپادی است. با این حال، رسیدن به این اهداف با ریسک‌های جدی همراه ارزیابی می‌شود.

ترامپ در ۳۰ مارس به‌صراحت اعلام کرد در صورت نرسیدن به توافق، آمریکا می‌تواند با هدف قرار دادن و نابودی کامل نیروگاه‌های برق، چاه‌های نفت و جزیره خارگ به جنگ پایان دهد. او دو روز بعد نیز در یک سخنرانی تلویزیونی این موضع را تکرار کرد و گفت که زیرساخت‌های برق ایران ممکن است به‌طور گسترده و هم‌زمان هدف حمله قرار گیرند.

با این حال، تحلیلگران و پژوهشگرانی که رفتار ایران را در دهه‌های گذشته بررسی کرده‌اند، بر این باورند که تخریب زیرساخت‌ها الزاماً راهبردی موفق برای واشنگتن نخواهد بود. سیاست امنیتی تهران بر نوعی اقدام متقابل آینه‌وار استوار است؛ به این معنا که هر ضربه، پاسخی مشابه به همراه دارد. در چنین سناریویی، حمله به زیرساخت‌های انرژی و آب ایران می‌تواند با هدف قرار گرفتن تأسیسات حیاتی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس همراه شود؛ وضعیتی که پیامدهای سنگینی برای اقتصاد جهانی خواهد داشت. افزون بر این، بعید به نظر می‌رسد چنین فشاری ایران را به بازگشایی تنگه هرمز وادار کند.

ریشه‌های منطق «چشم در برابر چشم»

نویسنده این تحلیل از اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی تاکنون درگیر پرونده‌ها و مواجهه‌های مختلف با ایران بوده است؛ از پیگیری دعاوی حقوقی در دادگاه لاهه و حضور در نشست‌های غیررسمی دهه ۱۹۹۰ گرفته تا فعالیت در حوزه مقابله با نفوذ منطقه‌ای ایران و مسئولیت در وزارت امنیت داخلی آمریکا میان سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۸. به گفته او، این تجربه طولانی یک واقعیت کلیدی را نشان می‌دهد: ایران در واکنش‌های خود، به‌طور تاریخی و فرهنگی، به تقارن دقیق پایبند است.

نمونه‌های متعددی از این الگو در سال‌های گذشته دیده می‌شود. در سال ۲۰۱۰، حمله سایبری «استاکس‌نت» به سانتریفیوژهای ایران آسیب زد و سه سال بعد، تلاشی برای نفوذ سایبری به سامانه کنترل یک سد در ایالت نیویورک گزارش شد. همچنین پس از تحریم بانک‌های ایرانی در سال ۲۰۱۲، بانک‌های آمریکایی هدف حملات سایبری قرار گرفتند. در همان سال، پس از حمله بدافزاری به وزارت نفت ایران، حمله سایبری «شامون» در سال ۲۰۱۲ منجر به از کار افتادن ده‌ها هزار هارددیسک در شرکت آرامکوی عربستان شد.

این منطق تقارن تنها به فضای سایبری محدود نمانده است. با آغاز سیاست «فشار حداکثری» آمریکا در سال ۲۰۱۸، ایران این اقدام را نوعی جنگ اقتصادی توصیف کرد و در ادامه، حملات به نفتکش‌ها و اختلال موقت در بخش بزرگی از تولید نفت عربستان در سال ۲۰۱۹ رخ داد. در جنگ دوازده‌روزه ژوئن ۲۰۲۵ نیز، پس از حملات هوایی آمریکا، ایران اعلام کرد به همان تعداد که بمب دریافت کرده، موشک شلیک کرده است.

در درگیری‌های اخیر نیز این الگو ادامه یافته است. در ۱۸ مارس، هم‌زمان با حمله اسرائیل به تأسیسات گازی پارس جنوبی، ایران تأسیسات گازی رأس لفان قطر را هدف قرار داد؛ کشوری که در حمله اولیه نقشی نداشت اما در این میدان گازی با ایران شریک است. همچنین پس از تخریب یک پل در ایران در دوم آوریل، فهرستی از اهداف بالقوه در کشورهای عربی و اسرائیل برای اقدام متقابل منتشر شد.

منطق متفاوت جنگ از نگاه تهران

یکی از چالش‌های اصلی در این تقابل، تفاوت در درک مفاهیم نظامی میان واشنگتن و تهران است. مقام‌های آمریکایی بر مفاهیمی چون «بازدارندگی» و «برتری در تشدید تنش» تأکید دارند، در حالی که این ادبیات در چارچوب ذهنی تصمیم‌گیران ایرانی جایگاه محدودی دارد. ایران اگرچه در سطح راهبردی از روش‌های نامتقارن بهره می‌گیرد، اما در سطح تاکتیکی، واکنش‌هایی دقیقاً مشابه و متقارن نشان می‌دهد.

برای فهم این رویکرد، رجوع به جنگ ایران و عراق در سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ ضروری است. آن جنگ به ایران آموخت که در شرایط بحران نمی‌تواند به حمایت خارجی تکیه کند. پذیرش آتش‌بس در سال ۱۹۸۸ برای رهبران وقت ایران بسیار دشوار بود و این تجربه باعث شد تمرکز بیشتری بر توان داخلی، موشک‌ها، پهپادها و تسلط بر خلیج فارس به‌عنوان ابزار قدرت شکل بگیرد.

با وجود اختلاف‌ها، یک نقطه اشتراک میان ایران و غرب وجود دارد: هر دو، بقای خود را در بالاترین اولویت قرار می‌دهند.

هزینه‌های سنگین اقدام متقابل

با توجه به این ملاحظات، حمله به چاه‌های نفت، نیروگاه‌ها و تأسیسات آب لزوماً یک راهبرد موفق تلقی نمی‌شود. از منظر نظامی، تصرف جزیره خارگ یا قطع برق و آب می‌تواند اثر فوری داشته باشد، اما پیامدهای انسانی گسترده‌ای نیز به همراه خواهد داشت؛ از جمله جابه‌جایی داخلی میلیون‌ها نفر و شکل‌گیری بحران پناهجویان در منطقه.

در مقابل، انتظار می‌رود ایران سطح پاسخ خود را افزایش دهد. سامانه‌های پدافندی قادر به رهگیری همه موشک‌ها و پهپادها نخواهند بود و حملات گسترده به زیرساخت‌های انرژی و آب کشورهای عربی می‌تواند تولید میلیون‌ها بشکه نفت را متوقف کرده و اقتصاد جهانی را با رکود مواجه کند.

به باور نویسنده، مهلت زمانی دو تا سه هفته‌ای تعیین‌شده از سوی ترامپ ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد. اگر ایران بتواند این فشار را تحمل کند، خسارات مشابهی در منطقه ایجاد کند و تنگه هرمز را بسته نگه دارد، این وضعیت را نوعی پیروزی تلقی خواهد کرد. از این منظر، اگر حمله به زیرساخت‌های انرژی کارآمد نیست، واشنگتن ناچار است به گزینه‌های دیگر بیندیشد و پیش از هر چیز، منطق تقارن در تصمیم‌گیری‌های تهران را جدی بگیرد.

دوره رایگان مزه بدون مرز

همین حالا درآمد بدون مرز خودت رو شروع کن

درباره نویسنده



نویسنده
رضا

نظرات کاربران



دیدگاهتان را بنویسید

مطالب مرتبط



محصولات جدید

100%
مزه بدون مرز
تومان
2,742,000
90%
شروع بدون مرز
تومان
1,454,000
14,540,000
دوره جامع اسباب اینستاگرام
تومان
29,080,000
دوره راه اندازی فروشگاه اینترنتی
تومان
13,740,000

جستجو کنید ...

تبلیغات