چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ – ۱۶:۰۰
یک تحلیلگر حوزه اطلاعات و امنیت ملی معتقد است مذاکرات پیشرو تحت تأثیر مجموعهای از انگیزههای سیاسی، مخاطرات راهبردی و شکافهای عمیق باقیمانده میان طرفین قرار دارد و مسیر سادهای نخواهد داشت.
به گزارش زومان، دنی سیترینوویچ، کارشناس ارشد امنیت ملی و اطلاعات در شورای آتلانتیک، در یادداشتی به بررسی عوامل تعیینکننده در مذاکرات آتی پرداخت و به هشت نکته کلیدی اشاره کرد.
۱. به گفته این تحلیلگر، گفتوگوها دشوار خواهد بود، اما دولت آمریکا این بار از نقش معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، بهره میگیرد؛ فردی که از منظر سیاسی تمایل دارد مانع تشدید دوباره تنشها شود. واشنگتن همچنین به پیامدهای شکست مذاکرات آگاه است؛ از شوک به بازارهای جهانی انرژی گرفته تا سناریوهای پرهزینه نظامی، از جمله حمله به زیرساختهای غیرنظامی یا خطرات عملیات زمینی. مجموع این انگیزههای سیاسی و ملاحظات راهبردی، آمریکا را به سمت جلوگیری از فروپاشی مذاکرات سوق میدهد.
۲. با این حال، شکاف میان طرفین همچنان قابل توجه ارزیابی میشود. بعید به نظر میرسد ایران در خصوص برنامه موشکی خود یا حق غنیسازی اورانیوم عقبنشینی کند. در صورت طرح سناریوی لغو کامل تحریمها، موضوع ذخایر ۴۴۰ کیلوگرمی اورانیوم با غنای ۶۰ درصد میتواند به یکی از اصلیترین نقاط اختلاف تبدیل شود.
۳. به باور سیترینوویچ، مسئله تنگه هرمز تا حد زیادی از دستور کار تنشها خارج شده است. ایالات متحده عملاً با پذیرش کنترل ایران بر این گذرگاه راهبردی، به تثبیت این واقعیت کمک کرده و ایران میتواند از منافع اقتصادی مرتبط با آن بهرهمند شود.
۴. هرچند آتشبس فعلی ماهیتی موقت دارد، اما هزینههای جنگ و درک فزاینده واشنگتن از این موضوع که تغییر رژیم دستیافتنی نیست و نابودی اورانیوم غنیشده از مسیر نظامی امکانپذیر نخواهد بود، ممکن است موضع مذاکرهای آمریکا را تعدیل کند. برخلاف دورههای پیشین مانند مذاکرات ژنو، توان دولت آمریکا برای تهدید معتبر به جنگ کاهش یافته است و از نگاه تهران، بدترین شرایط پیشتر تجربه شده است.
۵. وضعیت اقتصادی ایران بنا بر این ارزیابی وخیمتر از دوران پیش از جنگ است و به همین دلیل، کاهش فشارهای اقتصادی به اولویتی اساسی برای تهران تبدیل شده است. با این حال، انتظار نمیرود ایران پایههای اصلی نظام سیاسی خود را در قبال امتیازات اقتصادی معامله کند.
۶. از جمله دستاوردهای مهم ایران، بهویژه با توجه به عقبنشینی از اصرار بر آتشبس دائمی، تمایل آشکار ایالات متحده برای ورود به مذاکرات بر مبنای چارچوب ۱۰ مادهای پیشنهادی تهران است؛ مشروط بر اینکه تفاهم پنهانی درباره تمدید آتشبس یا به رسمیت شناختن حق غنیسازی وجود نداشته باشد.
۷. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که فاصله میان چارچوب ۱۰ مادهای ایران و چارچوب ۱۵ مادهای دولت ترامپ همچنان زیاد است. پرسش اصلی این است که آیا واشنگتن آمادگی دارد در موضوعاتی مانند غنیسازی اورانیوم و توان موشکی به مواضع تهران نزدیک شود یا خیر؛ مسائلی که نه تنها بر سرنوشت مذاکرات، بلکه بر احتمال بازگشت درگیریها نیز اثرگذارند.
۸. در نهایت، این پرسش مطرح میشود که کدام طرف واقعاً خواهان توافق است. به گفته این تحلیلگر، ابتکار فشار برای آغاز مذاکرات از واشنگتن سرچشمه گرفته است. در عمل، دولت ترامپ نقشی محوری در شکلدهی، و حتی دیکته کردن، پیشنهاد آتشبس دو هفتهای ارائهشده از مسیر پاکستان داشته است. این موضوع نشان میدهد آمریکا با تمایل بالا برای دستیابی سریع به توافق وارد مذاکرات میشود.
سیترینوویچ تأکید میکند این ارزیابی به معنای بیعلاقگی ایران به توافق نیست، بهویژه با توجه به شرایط اقتصادی کشور، اما احساس فوریت در طرف آمریکایی پررنگتر به نظر میرسد. جمعبندی او این است که مذاکرات کنونی نه بر پایه خوشبینی، بلکه بر اساس منافع مشترک در جلوگیری از خسارتهای بیشتر، و نه تضمین پیروزی کامل، پیش میرود.
45%
100%
90%