توافقی که میان آمریکا و ایران بدون حضور بنیامین نتانیاهو در حال شکلگیری است، پرسشهای تازهای درباره جایگاه اسرائیل در معادلات اخیر ایجاد کرده است. هنوز مشخص نیست نخستوزیر اسرائیل میتواند این روند را برهم بزند یا خود به یکی از پیامدهای آن تبدیل خواهد شد.
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تأیید محتوای آنها نیست و هدف، صرفاً اطلاعرسانی درباره نگاه و رویکرد رسانههای بینالمللی به تحولات جاری است.
به گزارش اکونومیست، حدود یک ساعت پس از اعلام آتشبس دو هفتهای از سوی دونالد ترامپ و مقامات ایران در ۷ آوریل، همچنان آژیرهای خطر در شهرهای اسرائیل به صدا درمیآمد و موشکهای ایرانی در حال شلیک بودند. این وضعیت برای افکار عمومی اسرائیل یادآور این نکته بود که پس از ۴۰ روز حملات هوایی گسترده، دولت هنوز به یکی از اهداف اصلی خود در آغاز جنگ، یعنی حذف کامل تهدید هوایی، دست نیافته است.
هرچند اسرائیل از جریان مذاکرات آگاه بود، اما در آن مشارکتی نداشت. تنها دقایقی پیش از اطلاعرسانی رسمی ترامپ به نتانیاهو درباره آتشبس، نیروی هوایی اسرائیل در حال آمادهسازی جنگندهها برای حمله به زیرساختهای انرژی ایران بود؛ اقدامی که در راستای تهدید رئیسجمهور آمریکا درباره نابودی «تمام تمدن ایران» تلقی میشد. با این حال، دستور لغو عملیات به خلبانان داده شد.
حمایت اسرائیل از این جنگ قاطعانه بود، زیرا ایران را تهدیدی وجودی میدانست. با این حال، اگر نتیجه نهایی به همین شکل باقی بماند، این پرسش مطرح میشود که آیا هزینههای پرداختشده با دستاوردهای حاصلشده تناسب داشته است یا خیر.
برخلاف وعدههای بنیامین نتانیاهو، زرادخانه موشکهای بالستیک ایران از بین نرفته است. با وجود هزاران حمله هوایی از سوی اسرائیل و آمریکا، ایران همچنان توان شلیک روزانه دهها موشک و پهپاد به سمت اسرائیل و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس را حفظ کرده است.
برآوردهای اولیه اسرائیل در ابتدای جنگ که از نابودی بیش از سهچهارم سکوهای پرتاب موشک ایران خبر میداد، اکنون اغراقآمیز به نظر میرسد. برآوردهای جدیدتر احتمال نابودی حدود ۵۰ درصد این سکوها را مطرح میکنند؛ آن هم در شرایطی که بخشی از این ظرفیت بهسادگی قابل بازسازی است.
دیگر اهداف جنگی نیز بهطور کامل تحقق نیافتهاند. اگرچه آمریکا و اسرائیل مراکز تحقیقاتی هستهای ایران را هدف قرار دادند، اما ایران همچنان بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده در اختیار دارد که احتمال میرود در تأسیسات زیرزمینی نگهداری شود. افزون بر این، هدف دیرینه نتانیاهو یعنی پایان نظام جمهوری اسلامی، دستکم در شرایط فعلی دور از دسترس به نظر میرسد.
از نگاه نتانیاهو، مسئله نگرانکنندهتر این است که رئیسجمهور آمریکا، که شریک اصلی او در این جنگ محسوب میشد، اکنون وارد مذاکره مستقیم با رهبران ایران شده است.
با این حال، در سطح نظامی و تاکتیکی، اسرائیل میتواند از برخی دستاوردها سخن بگوید؛ از جمله حمله به صنایع تسلیحاتی ایران و رهگیری بیش از ۶۰۰ موشک. شمار کشتهشدگان اسرائیلی حدود ۲۰ نفر اعلام شده که بسیار کمتر از پیشبینیهای اولیه برای جنگی در این ابعاد بوده است.
نتانیاهو همچنین این جنگ را از منظر راهبردی یک موفقیت میداند، زیرا به همکاری بیسابقه نظامی میان اسرائیل و آمریکا انجامید. دو کشور در طراحی اهداف، هماهنگی عملیاتی و حتی انجام پروازهای مشترک نظامی علیه یک دشمن مشترک، همکاری نزدیکی داشتند.
اما نحوه برقراری آتشبس ــ که با میانجیگری پاکستان و بدون حضور اسرائیل انجام شد ــ تصویر متفاوتی از این رابطه ارائه داد؛ رابطهای که بیشتر به تعامل میان یک ابرقدرت و یک دولت وابسته شباهت دارد. این برداشت احتمالاً در هفتههای آینده تقویت خواهد شد.
اسرائیل در مذاکراتی که قرار است از ۱۰ آوریل در اسلامآباد میان آمریکا و ایران برای دستیابی به توافقی پایدار آغاز شود، حضور نخواهد داشت. در نتیجه، امنیت آینده اسرائیل تا حد زیادی به تصمیمها و رویکردهای شخصی ترامپ گره خورده است.
برای نتانیاهو، نگرانکنندهتر این است که ممکن است از جایگاه «شریک» به نقش «سپر بلا» تنزل یابد. او کسی بود که ترامپ را برای آغاز جنگ در ۲۸ فوریه و اجرای عملیات ترور رهبر عالی ایران و شماری از مقامات ارشد متقاعد کرد.
در ۷ آوریل، نیویورک تایمز به نقل از مقامهای ارشد آمریکایی از جمله معاون رئیسجمهور، وزیر خارجه و رئیس سیا گزارش داد که آنها پیش از آغاز جنگ نسبت به طرحهای نتانیاهو تردید داشتند. انتشار این اطلاعات در آستانه پایان جنگ میتواند نشانهای از تلاش بخشی از دولت ترامپ برای فاصله گرفتن از نخستوزیر اسرائیل باشد.
این رویکرد در شرایطی مطرح میشود که محبوبیت اسرائیل در افکار عمومی آمریکا کاهش یافته است. نظرسنجی مؤسسه پیو در اواخر مارس نشان داد ۶۰ درصد آمریکاییها دیدگاه نامطلوبی نسبت به اسرائیل دارند؛ رقمی که نسبت به سال گذشته ۷ درصد افزایش یافته است.
نتانیاهو در بیانیهای کوتاه در ساعات اولیه صبح اعلام کرد که اسرائیل «از تصمیم رئیسجمهور ترامپ برای توقف حملات علیه ایران به مدت دو هفته حمایت میکند». با این حال، ادامه درگیریها در لبنان به منبع جدیدی از اختلاف تبدیل شده است.
ترامپ باید بهزودی درباره این موضوع تصمیمگیری کند. اگر او اسرائیل را به توقف عملیات نظامی در لبنان نیز وادار کند، این اقدام میتواند آغاز شکافی جدی در روابط دو طرف باشد.
با وجود تمایل نتانیاهو به ایفای نقش برهمزننده آتشبس، او بیش از هر چیز تلاش میکند از بروز اختلاف علنی با رئیسجمهوری پرهیز کند که قرار است دو هفته دیگر به عنوان مهمان ویژه در مراسم روز استقلال اسرائیل حضور یابد.
اسرائیل تا پایان اکتبر انتخابات برگزار خواهد کرد و رابطه نزدیک نتانیاهو با ترامپ یک سرمایه انتخاباتی مهم برای او به شمار میرود؛ بهویژه در کشوری که ترامپ هنوز از محبوبیت برخوردار است.
برای پیروزی در انتخابات، نتانیاهو باید افکار عمومی را متقاعد کند که شراکت او با ترامپ همچنان پابرجاست و اسرائیل در نبردهای خود علیه ایران و لبنان دست بالا را داشته است.
با این حال، شواهد نشان میدهد ترامپ مصمم به پایان دادن به جنگ است؛ حتی اگر نظام ایران همچنان باقی بماند و توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کند و حتی بخشی از مواد هستهای خود را نگه دارد؛ هرچند مقامات آمریکایی این احتمال را رد میکنند.
در چنین شرایطی، حتی تواناییهای سیاسی نتانیاهو نیز ممکن است برای تبدیل این وضعیت به یک «پیروزی» قانعکننده، با چالشی جدی روبهرو شود.
45%
100%
90%