دود درگیریهای نظامی، افق آسمانخراشها و بازارهای پررونق خلیج فارس را تیره کرده و این پرسش را پیش آورده است که آیا منطقه بار دیگر در آستانه تکرار یک تجربه تاریخی قرار دارد.
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تأیید محتوای آنها نیست و هدف صرفاً آگاهیبخشی درباره نگاه و تحلیل رسانههای بینالمللی نسبت به تحولات جنگ اخیر است.
به گزارش زومان به نقل از بلومبرگ، رخدادهای ناگهانی خشونتآمیز میتوانند مسیر تاریخ را به شکلی ماندگار تغییر دهند. پیش از سال ۱۹۹۰، کویت یکی از پیشرفتهترین و باثباتترین کشورهای منطقه به شمار میرفت؛ کشوری با جامعهای باز، ساختار سیاسی مشارکتی و زیرساختهای مدرن. اما اشغال این کشور در جریان جنگ اول خلیج فارس، تنها به ویرانی فیزیکی محدود نماند و ضربهای عمیق به اعتماد و روند توسعه آن وارد کرد.
اکنون با عبور موشکها از آسمان خلیج فارس و در پی حملات تلافیجویانه ایران در پاسخ به اقدامات آمریکا و اسرائیل، نگرانی مشابهی بار دیگر در منطقه شکل گرفته است. امارات، عربستان، بحرین، قطر و کویت در معرض حملات قرار گرفتهاند و حتی عمان که همواره نقش میانجی را ایفا میکرد، از تبعات این درگیریها مصون نمانده است.
اگرچه سامانههای پدافندی بخش عمده تهدیدها را رهگیری کردهاند، اما اختلال در فرودگاهها، بنادر و مسیرهای حیاتی انرژی گزارش شده و تلفات انسانی نیز در امارات و عربستان به ثبت رسیده است. این تحولات بار دیگر نشان داد که خاورمیانه، با وجود تلاش برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، همچنان کانون اصلی تأمین انرژی جهان باقی مانده و ثبات آن بسیار شکننده است.
پیامد روانی این جنگ میتواند نحوه استفاده کشورهای حاشیه خلیج فارس از منابع مالی عظیمشان را تغییر دهد. سرمایههایی که پیشتر به بازار املاک لوکس، شرکتهای فناوری یا خرید اوراق قرضه خارجی اختصاص مییافت، اکنون ممکن است به سمت اولویتهای امنیتی سوق داده شود.
کشورهای منطقه حتی در دورههای آرامش نیز از بزرگترین واردکنندگان تسلیحات بودهاند، اما جنگ سال ۲۰۲۶ این روند را شتاب بخشیده است. عملکرد سامانههای دفاعی در مقابله با موشکها و پهپادها، انگیزه دولتها برای افزایش خرید تجهیزات نظامی را تقویت کرده است.
در عین حال، تهدیدها تنها به ایران محدود نمیشود. اسرائیل نیز با نشان دادن آمادگی بیشتر برای عملیات برونمرزی، نگرانیهای تازهای ایجاد کرده است؛ از جمله حملهای در سپتامبر ۲۰۲۶ که به کشته شدن یک نظامی قطری در دوحه انجامید.
اعتماد به حمایت امنیتی آمریکا نیز با تردیدهایی جدی مواجه شده است. بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵ با وعده سرمایهگذاریهای کلان از سوی کشورهای عربی همراه بود، اما تحولات بعدی نشان داد که در شرایط بحرانی، اولویتهای واشنگتن میتواند متفاوت باشد.
این بحران به طور همزمان بازار انرژی، جریان سرمایه و مسیرهای تجاری را تحت تأثیر قرار داده است. تنگه هرمز، که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند، عملاً با اختلال مواجه شده و اهمیت مسیرهای جایگزین را برجسته کرده است.
خط لوله شرق به غرب عربستان و مسیر صادراتی فجیره در امارات، که امکان دور زدن هرمز را فراهم میکنند، اکنون به گزینههایی راهبردی تبدیل شده و انتظار میرود سرمایهگذاریهای بیشتری را جذب کنند.
در مقابل، کشورهایی مانند بحرین، کویت و قطر به دلیل موقعیت جغرافیایی، گزینههای محدودی برای عبور از این گلوگاه دارند. قطر که بخش عمده صادرات خود را به صورت گاز مایع انجام میدهد، تنها از طریق مرز زمینی با عربستان به مسیرهای جایگزین دسترسی دارد، در حالی که عمان به دلیل اتصال مستقیم به دریای عرب در موقعیت مناسبتری قرار گرفته است.
وابستگی به مسیرهای عبوری، همکاری منطقهای را به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل کرده، اما اختلافات سیاسی گذشته همچنان مانع مهمی به شمار میرود. بحران دیپلماتیک سال ۲۰۱۷ علیه قطر و تنشهای اخیر میان عربستان و امارات نمونههایی از این چالشها هستند.
در کنار اشتراکات فرهنگی، این کشورها رقبای اقتصادی یکدیگر نیز محسوب میشوند و همگی برای کاهش وابستگی به نفت، بر حوزههایی مانند گردشگری، لجستیک و هوش مصنوعی سرمایهگذاری کردهاند. جنگ میتواند این رقابتها را به حوزه امنیت و دفاع نیز بکشاند.
تأثیر جنگ به زندگی روزمره نیز سرایت کرده است. به صدا درآمدن آژیرهای خطر، ساکنان برجهای مرتفع و لوکس را با این واقعیت روبهرو کرده که سازههای شیشهای در برابر موج انفجار، امنیت چندانی ندارند.
در سطحی گستردهتر، کاهش اعتماد به آمریکا، رفتار تهاجمی اسرائیل و تداوم تهدیدهای منطقهای، بحث درباره حرکت احتمالی برخی کشورهای خلیج فارس به سمت برنامههای هستهای بومی را پررنگتر کرده است.
تجربه کویت پس از حمله عراق و پدیده فرار سرمایه، اکنون به عنوان هشداری جدی بر فراز کل منطقه سایه انداخته است. حتی در صورت پایان سریع جنگ، خلیج فارس با واقعیتی متفاوت از گذشته روبهرو خواهد بود.
45%
100%
90%