سهشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ – ۱۶:۵۸
زمان مطالعه: ۴ دقیقه
نویسنده: فائزه کریمی
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
بر اساس ارزیابی مطرحشده، هدف قرار دادن تأسیسات انرژی ایران نهتنها توان نیروهای نظامی را کاهش نمیدهد، بلکه میتواند غیرنظامیان ایران و حتی کشورهای منطقه را با بحرانی کمسابقه در حوزه انرژی و خدمات حیاتی روبهرو کند.
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تأیید محتوای آنها نیست و صرفاً با هدف آگاهی مخاطبان از دیدگاهها و تحلیلهای رسانههای بینالمللی درباره تحولات جاری منتشر میشود.
در حالی که مهلت تعیینشده از سوی دونالد ترامپ برای حمله احتمالی به زیرساختهای انرژی ایران رو به پایان است، نگرانیها نسبت به پیامدهای روزهای آینده افزایش یافته است.
جوزف وبستر و جینجر مچت، دو پژوهشگر اندیشکده آمریکایی «شورای آتلانتیک»، در تحلیلی مشترک تأکید کردهاند که حملات آمریکا و اسرائیل به شبکههای برق و آب ایران نهتنها به تضعیف توان نظامی منجر نمیشود، بلکه میتواند زنجیرهای از بحرانهای انسانی در ایران و منطقه ایجاد کند و نگاه افکار عمومی ایران به آمریکا را بهشدت تغییر دهد.
به باور این تحلیلگران، تخریب شبکه برق ایران و در پی آن آسیب به زیرساختهای آب و پالایشگاهها، بیش از همه زندگی غیرنظامیان را تهدید میکند، در حالی که نیروهای مسلح با چالش مستقیم و فوری روبهرو نخواهند شد.
ارتش ایران وابستگی محدودی به شبکه برق سراسری دارد و مانند بسیاری از ارتشهای جهان، عمدتاً از گازوئیل و سوخت جت استفاده میکند. این نوع سوخت امکان ذخیرهسازی طولانیمدت دارد و مصرف نظامی نیز تنها سهم اندکی از مصرف کل کشور را شامل میشود.
تجربه ایالات متحده در جنگهای عراق و افغانستان در سال ۲۰۰۸ میتواند نمونهای مقایسهای باشد. در آن دوره، مصرف روزانه سوخت ارتش آمریکا حدود ۶۷ هزار بشکه بود که تنها ۱.۷ درصد از کل مصرف سوخت این کشور را تشکیل میداد.
در ایران نیز مصرف گازوئیل در سال ۲۰۲۴ حدود ۶۸۴ هزار بشکه در روز برآورد شده است. بر این اساس، نیروهای نظامی ایران به احتمال زیاد همچنان به میزان کافی سوخت دسترسی خواهند داشت و توان ادامه عملیات نظامی را حفظ میکنند.
حمله به زیرساختهای مرتبط با آب میتواند بهسرعت به بحرانهایی نظیر بیماری، کمبود غذا و تشنگی در میان غیرنظامیان منجر شود؛ وضعیتی که کودکان و نوزادان بیش از دیگران در معرض آسیب قرار میگیرند.
در جریان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، قطع برق و اختلال در سامانههای تأمین آب عراق باعث شیوع گسترده بیماریهایی مانند وبا، تیفوئید و مالاریا شد. برخی برآوردها از مرگ حدود ۱۰۰ هزار نفر در اثر پیامدهای بهداشتی جنگ حکایت دارد و نرخ مرگومیر کودکان نیز بیش از سه برابر افزایش یافت.
تحلیلگران تأکید میکنند که صرفنظر از ملاحظات اخلاقی و حقوقی، چنین حملاتی با اهداف اعلامی آمریکا نیز همخوانی ندارد، زیرا تخریب زیرساختهای حیاتی میتواند تصویر آمریکا را در ذهن شهروندان ایرانی بهعنوان یک تهدید مستقیم تثبیت کند.
به اعتقاد نویسندگان این تحلیل، ایالات متحده ممکن است در پی چنین اقداماتی حمایت متحدان خود در منطقه خلیج فارس را نیز از دست بدهد، چرا که آب و برق در این منطقه بهشدت به یکدیگر وابستهاند.
تأسیسات آبشیرینکن برای فعالیت به حجم بالایی از انرژی نیاز دارند، از جمله گاز طبیعی و نفت. برای نمونه، عربستان سعودی روزانه حدود ۳۰۰ هزار بشکه نفت صرف فرآیند شیرینسازی آب میکند.
حدود سهچهارم نیروگاههای آبشیرینکن کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در شبکههای ملی برق ادغام شدهاند، به این معنا که تولید آب و برق همزمان انجام میشود. در نتیجه، حمله به زیرساختهای انرژی میتواند بهسرعت تأمین آب را نیز مختل کند.
در صورت اختلال جدی در چند تأسیسات بزرگ آبشیرینکن، پیامدهای آن طی ۴۸ تا ۷۲ ساعت نمایان خواهد شد. میزان آمادگی اضطراری و ذخایر آب در کشورهای منطقه متفاوت است.
امارات: ذخایر آب ممکن است بین ۱۶ تا ۴۵ روز پاسخگو باشد.
عربستان سعودی: بسته به منطقه، ذخایر از چند روز تا حداکثر دو هفته برآورد میشود.
قطر، کویت و بحرین: این کشورها کمتر از یک هفته ذخیره آب دارند.
علاوه بر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، اسرائیل و عراق نیز در صورت آسیب به زیرساختهای انرژی یا آب با مشکلات جدی مواجه خواهند شد. برآوردها نشان میدهد که آسیب به تأسیسات آبشیرینکن اسرائیل میتواند تا ۸۰ درصد آب آشامیدنی این کشور را از مدار خارج کند.
همچنین ایران حدود یکسوم گاز طبیعی و برق مورد نیاز عراق را تأمین میکند. در استان بصره، حدود ۷۲ درصد از زیرساختهای تصفیه آب به برق وابسته است و قطع آن میتواند به بحران آب منجر شود.
به جمعبندی این تحلیل، حمله به زیرساختهای برق، آب و انرژی ایران به هدف اعلامشده تضعیف ارتش این کشور دست نخواهد یافت، زیرا اثر آن بر توان نظامی محدود است.
در مقابل، چنین اقدامی آسیب گستردهای به غیرنظامیان وارد کرده، منطقه را با بحرانی بیسابقه در حوزه آب روبهرو میکند و میتواند جهان را با یکی از شدیدترین بحرانهای انرژی در حافظه معاصر مواجه سازد؛ وضعیتی که بهجای پایان دادن به درگیری، احتمال تشدید و طولانیتر شدن آن را افزایش میدهد.
45%
100%
90%